همزاد...!

عشق لالائی بارون تو شباس 


نم نم بارون پشت شیشه هاس

...

لحظه ی عزیز با تو بودنه


آخرین پناه موندن منه

...

تو خود عشقی که همزاد منی


تو سکوت منو فریاد منی

...

وقتی دنیا درد بی حدی داره


تویی که فریاد دردای منی

+ نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 19:9 توسط نفیسه
|