شکارچی دل

دادیم به یک جلوه ی رویت دل و دین را تسلیم تو کردیم هم آن را و هم این را
دختر افسونگر زیبا چشمی که ابروانش بی شباهت به خنجر بران نیست دل نویسنده
ی حساس شوریده حالی را با تیره نگاهش شکار کرد و میان دستان ظریفش چنگ
زنان با خود برد !
نویسنده ی تیره بخت عاشق پیشه سوال نمود:
با دل زخم دار من چه خواهی کرد؟
جواب داد : هیچ به دورش می افکنم!
نویسنده پرسید:پس چرا با تیر نگاهت شکارش کردی؟
خندید و گفت:می دانی شکارچی بیرحم است شکار می کند ولی هرگز به شکار خود دل
نمی بندد!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۸۵ ساعت 19:11 توسط نفیسه
|